مؤلف مجهول
27
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
خمسه كه مذكور شد - به « 1 » جهل بسيط يا جهل مركّب - مصدّق اين امور نيست . پس از ربقهء مؤمنان بيرون مىرود « و استحقّ العقاب الدائم » ؛ و هر محلّ كه از ربقهء مؤمنان بيرون رود ، مذموم مىگردد ، و مستحقّ عقاب دائم مىشود . وقتى كه دانستى كه ثواب مشروط است به ايمان - كه آن تصديق قلبى است و لسانى است - پس جاهل به اين معارف مستحقّ عقاب دائم باشد ؛ از براى آنكه مستحقّ ثواب نباشد اصلا با اتّصاف او به شرايط تكليف ؛ پس او مستحقّ عقاب دائم است ؛ از براى آنكه مكلّف از اين دو قسم بيرون نيست : يا مستحقّ ثواب است يا مستحقّ عقاب دائم ؛ و ثالثى نيست . « 2 » و مخفى نماند كه معرفت اصول خمسه به خصوصيت عبارات واجب نيست ، از براى آنكه دليل اعمّ است از آنكه به لسان عربى باشد يا هندى يا تركى . و قد رتّبت هذا الباب على فصول . يعنى : بتحقيق كه مرتّب كردم من اين باب را به اعتبار [ 4 ] امور سبعه « 3 » كه اجماع كردهاند علما كه متّصفند به يقين از طايفهء محقّقين بر هفت فصل . و « ترتيب » در لغت ، نهادن هر شى است در مرتبهء او ؛ و مصنّف - قدّس اللّه سرّه - گردانيده است از براى هريك از امور سبعه فصلى و چون مذكور شد كه ترتيب ،
--> ( 1 ) . س : - به . ( 2 ) . از سخن شارح معلوم مىشود كه به نظر علّامه حلّى ، اسلام با ايمان تفاوت دارد . با اين توضيح كه « اسلام » عبارت است از اعتقادات قلبى و اقرار زبانى به آنچه پيامبر آورده است ، ولى « ايمان » علاوه بر اينها تصديق معارف پنجگانهء اصول دين است با دليل و برهان و استدلال . امّا اينكه ندانستن معارف اصولى با دليل و برهان انسان را از گروه مؤمنان خارج و در آتش مخلّد مىكند ، از توضيح مخدوم حسينى - كه اين ادلّه را ظنّى مىداند - چنين برمىآيد كه شيعهء مؤمن در آتش مخلّد نخواهد بود . ( 3 ) . منظور شارح از امور سبعه كه معتقد است علماى اسلام بر آنها اتّفاقنظر دارند ، عبارتند از : اثبات واجب الوجود ، صفات ثبوتيه پروردگار ، صفات سلبيه خدا ، عدل ، نبوت ، امامت و معاد .